Neuroaesthetic: cognitive approach

ارائه‌دهنده: نیکان افشارجم

تاریخ: ۲۳/۰۸/۱۴۰۴

استاد راهنما: م‍حمد وحیدی اربابی

خلاصه ارائه

از دیدگاه نوروساینس (Neuroscience)، زیبایی یک تجربه ذهنی است که در مغز تولید می‌شود و می‌توان آن را به فعالیت‌های عصبی مشخص مرتبط کرد، نه صرفاً ویژگی‌های خارجی یک شیء یا اثر هنری.
زیبایی‌شناسی عصبی شاخه‌ای از علم است که بررسی می‌کند مغز انسان چگونه زیبایی، هنر و تجربه‌های زیبایی‌شناختی را درک و پردازش می‌کند.

موضوع اصلی:
این رشته به فرایندهای عصبی و روان‌شناختی‌ای می‌پردازد که در هنگام تماشای یک نقاشی، گوش دادن به موسیقی، یا حتی دیدن یک طراحی زیبا در مغز ما اتفاق میافتند؟
رابطه‌ی روانشناسی و نورواستتیک خیلی نزدیک و بنیادیه، چون نورواستتیک اساساً شاخه‌ای بین‌رشته‌ای است که نوروساینس+ روانشناسی+هنر رو با هم ترکیب می‌کنه.

نورواستتیک در واقع رابطه‌ی ذهن و مغز در تجربهٔ زیبایی و هنر را بررسی می‌کند. روان‌شناسی توضیح می‌دهد چطور ذهن ما زیبایی را درک، احساس و ارزیابی می‌کند و نوروساینس نشان می‌دهد این فرآیندها در مغز چگونه اتفاق می‌افتند.

مراحل روان‌شناختی تجربهٔ زیبایی:

ادراک (Perception)

توجه (Attention)

احساس (Emotion)

شناخت (Cognition):
پردازش شناسی در تجربه زیبایی‌شناسی یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین مراحل است، چون در این مرحله مغز اطلاعات حسی خام را تحلیل، تفسیر و معناگذاری می‌کند.

قضاوت (Judgment):
نتیجه‌گیری ذهنی مثل این زیباست یا این اثر مرا تحت تاثیر قرار داد.
فعال‌سازی سیستم پاداش و هیجان:
مغز هنگام تجربه زیبایی، ناحیه‌هایی مانند ناحیه‌های لیمبیک، قشر پیش‌پیشانی و شبکه پاداش را فعال می‌کند.
علوم شناختی نشان می‌دهد که لذت و انگیزه بخش مهمی از تجربه زیبایی هستند و مغز آن‌ها را پردازش می‌کند تا رفتارهای بعدی (مثلاً توجه طولانی‌تر یا اشتراک تجربه) را هدایت کند.
روش‌شناسی:
تعداد شرکت‌کننده‌­ها: ۸ نفر (۴ مرد، ۴ زن) بدون تحصیلات هنری خاص، همه راست‌دست.

تصاویر: ۵۰ تصویر هنری از سبک‌ها و دوره‌های متفاوت + ۵۰ تصویر غیرهنری (عکس‌های معمولی) که از لحاظ محتوا با تصاویر هنری جفت شده بودند؛ یعنی ترکیب موضوع، اشکال، عناصر بصری تا حد امکان مشابه اما یکی «هنری» و دیگری «غیرهنری».

وظیفه شرکت‌کنندگان در داخل اسکنر fMRI: تشخیص اینکه آیا محتوای تصویر زنده/جان‌دار(animate) یا غیرجان‌دار (inanimate) است.

پس از اسکن، آزمایش‌های تکمیلی: شرکت‌کنندگان تصاویر را دوباره دیدند، ارزیابی کردند که آیا اثر هنری است، چقدر با آن‌ها آشنا هستند، و سپس پرسشنامه‌های مربوط به زیبایی، دوست داشتن و زیبایی‌شناختی بودن را پر کردند.

نتیجه کلی:
تجربه زیبایی‌شناختی یک فرایند چندبعدی است که هم ادراک دیداری، هم احساس، و هم معنا را درگیر می‌کند.
مغز در مواجهه با هنر، فعال‌تر و عمیق‌تر از زمانی است که فقط با تصویر روزمره روبه‌رو می‌شود.

کاربر مهمان

کاربر مهمان