استراتژی ذکر شده در صورت سوال، نشان از استراتژی contrarian یا “مخالف جریان” و guerrilla یا “چریکی” دارد. در هر دوی این استراتژیها (در راستای مارکتینگ و تبلیغات)، از ابزارهای نوآورانه و اغلب خلاف جریان ترندهای روز استفاده میشود. این موضوع باعث میشود که از میان برندهای مختلفی که از استراتژیهای مشابه هم استفاده میکنند، این برند یکتا نشان بدهد و توجه افراد را به خود جلب کند. نه فقط در مارکتینگ، بلکه در جاهای دیگر هم از این استراتژیها استفاده میشود. مثلا، صفحات رسمی کاخ سفید در برنامههای مختلف، برای برقراری ارتباط بهتر با نسل جدید آمریکایی ها و ارتباط گیری بهتر با شهروندان جوان، از رسانه ها و محتواهای پرطرفدار امروزی استفاده میکند که آن را از دیگر صفحات رسمی همتای خود، جدا میکند.
از دیدگاه نوروساینس، استراتژی خلاف جریان با “نقض انتظار” باعث فعال شدن سیستم توجه در مغز (بهویژه dopamine prediction error) میشود. همچنین تازگی و غیرقابلپیشبینی بودن، شبکهی سالیِنس (Salience Network) را فعال کرده و توجه ناخودآگاه را بالا میبرد. درنتیجهی هردوی اینها، پیامی که مغز دریافت میکند برجستهتر و بهیادماندنیتر میشود.