Interpersonal trust is the foundation for initiating and maintaining social interactions. Knowing the association between autistic traits (ATs) and trust, along with the mediating mechanisms, aids in better understanding the social interaction profile related to the autism spectrum. Using the dual-processing model of social cognition, the present study investigates the links between ATs and explicit and implicit trust, as well as the potential mediating role of explicit and implicit self-esteem in these relationships. In total, 291 neurotypical participants completed questionnaires assessing ATs, explicit self-esteem, and explicit trust. They also underwent the Implicit Association Test evaluating implicit self-esteem and implicit trust. The correlation test, independent sample t-tests, and mediation analyses were also conducted. ATs exhibited a significant negative correlation with explicit trust and explicit self-esteem but no significant relationship with implicit trust and implicit self-esteem. Explicit self-esteem mediated the relationship between ATs and explicit trust. The findings suggest that, on the explicit pathway, ATs influence trust through self-esteem mechanisms. Importantly, the study revealed a clear distinction between implicit and explicit pathways in the relationship between ATs, trust, and self-esteem, offering valuable insights into the AT-associated social cognitive characteristics.
اولین چیزی که برای رسیدن به پاسخ این سوال باید بررسی کنیم، این است که اوتیسم دقیقا چیست، و کدوم بخش هایش به موضوع اعتماد ربط دارد تا به رسیدن به نتیجهی ما کمک کند. طیف اتیسم یک وضعیت نوروتوسعهای است که با تغییراتی در ارتباطات اجتماعی، علایق متمرکز و رفتارهای تکراری تظاهر میکند. افرادی که رسماً در طیف اتیسم شناسایی نشدهاند ممکن است همچنان ویژگیهایی مرتبط با تجربیات اتیستیک از خود نشان دهند. این ویژگیهای اتیستیک زیرآستانهای در جمعیت عمومی بهصورت یک طیف مشاهده میشوند. افرادی که سطح بالاتری از این ویژگیها دارند غالباً تفاوتهای شناختی، عاطفی و رفتاری مشابهی با افراد اتیستیک نشان میدهند، که این امر مفهوم اتیسم را بهعنوان بخشی از تنوع انسانی تقویت میکند. بررسی الگوهای شناختی افراد دارای سطوح بالاتر در طیف میتواند به اعتبارسنجی مدلهای ASC و ارتقای درک ما از تجربیات مرتبط با تنوع عصبی کمک کند، در حالی که اثرات شرایط همراه را کاهش داده و اندازه نمونهها را افزایش میدهد.
با توجه به این، میتوانیم یک سری حدس های اولیه بزنیم. اولین چیز این است که تلاش های برای جلب اعتماد را چگونه برداشت میکنند، و این خط فکری کاملا درست است، چون خود مقاله هم به همین سمت حرکت کرده است. در مورد explicitness و implicitness حرف زده است. برای یک فردی در این طیف، مهم است که چقدر صریح و روشن باشد، و چقدر مبهم یا فقط اشاره شده باشد. از این خلاصه، ما ربط بین neuro-marketing و خود trust را هم فهمیدیم، و این فکت ارائه شده توسط من، با اطلاعات تطابق دارد. خلاصه اینکه ویژگیهای اتیستیکبا تفاوتهای ریز در تعامل و ارتباط اجتماعی همراه هستند. اعتماد نقش کلیدیای در شکلدادن پیوند های اجتماعی اجازه انجام فراهم میکند، بنابراین بررسی کردن رابطه بین اینجور ویژگیها و اعتماد و همچنین مکانیزم هایی که ممکن است این پیوند را واسطهگری کنند ضروری است.