بر اساس مدل نوروساینتیفیک اعتماد اجتماعی، ادراک یک برند بهعنوان in-group موجب کاهش فعالیت شبکههای پردازش خودمحور و ارزیابی شکمحور (بهویژه Posterior Cingulate Cortex؛ PcC) و همزمان افزایش همگامسازی در نواحی مرتبط با پیوند اجتماعی و اعتماد غیرشرطی (Septal Area؛ SA) میشود؛ در نتیجه، اعتماد به برند بدون نیاز به محاسبهی پاداش یا ارزیابی هزینه–فایده شکل گرفته و به وفاداری بلندمدت منجر میگردد.
در مقابل، برندهایی که بهعنوان out-group ادراک میشوند قادر به مهار فعالیت PcC یا فعالسازی SA نیستند و بنابراین برای ایجاد اعتماد ناچار به تحریک سیستم پاداش از طریق فعالسازی Ventral Tegmental Area (VTA) هستند. این مسیر مبتنی بر انتظار پاداش، اعتماد مشروط و موقعیتی ایجاد میکند که عمدتاً به رفتارهای خرید کوتاهمدت، حساس به مشوقها و فاقد وفاداری پایدار منجر میشود.
بر این اساس، تفاوت اساسی میان وفاداری بلندمدت و خرید کوتاهمدت نه در شدت پیام بازاریابی، بلکه در مسیر عصبی فعالشده برای اعتماد نهفته است: مسیر پیوند اجتماعی برای in-group و مسیر پاداش برای out-group.