Mapping human language processing: Cognitive models and brain circuitry

ارائه‌دهنده: امیرحسین توانگر

تاریخ: ۲۱/۰۹/۱۴۰۴

استاد راهنما: محمد وحیدی اربابی

خلاصه ارائه

پردازش زبان انسانی (HLP) مجموعه‌ای از فرآیندهای پیچیده است که مغز برای درک و تولید گفتار به صورت موازی به کار می‌گیرد و همزمان جنبه‌های آوایی، نحوی و معنایی را ادغام می‌سازد. درک اولیه از این فرآیند با مدل کلاسیک آغاز شد که بر دو ناحیه کانونی در نیمکره چپ متمرکز بود: ناحیه بروکا، مسئول تولید و سازماندهی نحو در قشر پیشانی؛ و ناحیه ورنیکه، مسئول درک معنایی در قشر گیجگاهی، که توسط فاسیکولوس آرکویت (AF)، یک باند فیبر عصبی حیاتی برای تکرار شفاهی، به یکدیگر متصل شده بودند.

دیدگاه‌های مدرن، این ساختار را با معرفی فرضیه دو جریانی تکمیل می‌کنند؛ دو مسیر اصلی و موازی که وظایف محاسباتی متمایزی دارند: جریان شکمی (What)، که مسئول نگاشت صدا به مفهوم و درک معنایی است، و جریان پشتی (How)، که مسئول نگاشت صدا به حرکت و تولید گفتار است. عملکرد این جریان‌ها توسط مسیرهای ماده سفید (مانند AF، IFOF و UF) پشتیبانی می‌شود که به عنوان کابل‌های داده‌ای، ارتباط فیزیکی پرسرعت بین نواحی مختلف مغزی را تضمین می‌کنند.

در سطح شناختی، مطالعات ERP (پتانسیل‌های مرتبط با رویداد) نشان می‌دهند که مغز زبان را صرفاً ذخیره نمی‌کند، بلکه آن را محاسبه می‌کند. امضاهای زمانی مانند N400 (نشان‌دهنده دشواری در یکپارچگی معنایی) و P600 (نشان‌دهنده بازسازی ساختار نحوی)، بر این اصل دلالت دارند که پردازش زبان شدیداً بر کدگذاری پیش‌بینی‌کننده استوار است؛ به این معنا که مغز دائماً در حال پیش‌بینی کلمه بعدی و تصحیح این پیش‌بینی‌ها در صورت لزوم است.

علاوه بر این، در حالی که نیمکره چپ مرکز اصلی است، نیمکره راست نقش‌های تخصصی را در درک آهنگ کلام (Prosody)، زبان استعاری و حفظ انسجام گفتمانی بر عهده دارد. ساختارهای زیرقشری مانند عقده‌های قاعده‌ای و تالاموس نیز در اجرای حرکتی گفتار و تنظیم فعالیت‌های قشری مرتبط با زبان نقشی حیاتی ایفا می‌کنند. در نهایت، زبان به عنوان یک معماری توزیع‌شده با عملکرد مبتنی بر پیش‌بینی شناخته می‌شود که مسیرهای آینده تحقیقاتی را به سمت مقایسه اصول محاسباتی آن با مدل‌های زبان بزرگ هوش مصنوعی (LLMs) و بررسی انعطاف‌پذیری عصبی سوق می‌دهد

کاربر مهمان

کاربر مهمان