عنوان ارائه
Trust and the Brain: Neuromarketing Approaches
شماره سوال
15
نویسنده
امیرحسین بستانچی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
شماره سوال
15
نویسنده
امیرحسین بستانچی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
چرا مغز ما در شرایط عدم مطمئن نبودن به جای تحلیل منطقی از سیگنال های آمیگدالا پیروی میکند
عنوان ارائه
Trust and the Brain: Neuromarketing Approaches
شماره سوال
16
نویسنده
کامیار کیخا
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
شماره سوال
16
نویسنده
کامیار کیخا
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
آیا (و اگر بله، چهگونه) بیماریای مانند فراموشی، بر روی توانایی فرد برای اعتماد به افراد و شرکتها و خرید و زندگی روزمره اثر میکذارد و آن را مختل میکند؟
عنوان ارائه
Trust and the Brain: Neuromarketing Approaches
شماره سوال
17
نویسنده
کامیار کیخا
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
شماره سوال
17
نویسنده
کامیار کیخا
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
آیا (و اگر بله، چهگونه) بیماریای مانند اوتیسم (درخودماندگی)، بر روی توانایی فرد برای اعتماد به افراد و شرکتها و خرید و زندگی روزمره اثر میکذارد و آن را مختل میکند؟
عنوان ارائه
Trust and the Brain: Neuromarketing Approaches
شماره سوال
18
نویسنده
امیرحسین توانگر
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
شماره سوال
18
نویسنده
امیرحسین توانگر
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
در ارائه گفته شد که استفاده از نماد های امنیتی اعتماد ایجاد میکند پس چرا وقتی از این نماد ها زیاد استفاده میشود اعتماد کمتر میشود
عنوان ارائه
Trust and the Brain: Neuromarketing Approaches
شماره سوال
20
نویسنده
امیرحسین توانگر
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
شماره سوال
20
نویسنده
امیرحسین توانگر
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
گفته شد که اعتماد دو حالت بلند مدت و سریع دارد ایا این دو از نظر بخش های دخیل که در مغز وجود دارند با هم فرق دارند؟
عنوان ارائه
Trust and the Brain: Neuromarketing Approaches
شماره سوال
24
نویسنده
آرین رشیدی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
شماره سوال
24
نویسنده
آرین رشیدی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
آیا میشه با استفاده از حرکات و رفتار شخص متوجه بشیم که این اعتماد شکل گرفته؟
مثلا با حرکات چشم ؟
عنوان ارائه
Trust and the Brain: Neuromarketing Approaches
شماره سوال
25
نویسنده
آرین رشیدی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
شماره سوال
25
نویسنده
آرین رشیدی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
چه فرقی بین ترشح اکسی توسین بین زمانی که با یه نفر تعامل داریم و این هورمون ترشح میشه با زمانی کهبا یه برند مواجه میشیم وجود داره؟
عنوان ارائه
Trust and the Brain: Neuromarketing Approaches
شماره سوال
27
نویسنده
بنیامین رستمی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
شماره سوال
27
نویسنده
بنیامین رستمی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
چگونه نورومارکتینگ با استفاده از ابزارهایی مانند fMRI انتقال مسیر پردازش اطلاعات در مغز مشتری را از قشر پیشپیشانی به مدارهای سریعتر ناخودآگاه را اندازهگیری میکند تا مشخص شود که وفاداری کوتاهمدت به اعتماد پایدار تبدیل شده است؟
عنوان ارائه
Trust and the Brain: Neuromarketing Approaches
شماره سوال
28
نویسنده
بنیامین رستمی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
شماره سوال
28
نویسنده
بنیامین رستمی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
با توجه به نقش آمیگدالا به عنوان دزدگیر عصبی در تصمیمگیری تجربه کاربری ضعیف مانند تأخیر یا پیچیدگی سایت چگونه باعث فعال شدن آمیگدالا شده و به طور ناخودآگاه، اعتماد به برند و تمایل به خرید را نابود میکند؟
عنوان ارائه
Trust and the Brain: Neuromarketing Approaches
شماره سوال
29
نویسنده
حسین کاظمی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
شماره سوال
29
نویسنده
حسین کاظمی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
زمانی بخش امیگدالا در مراحل 3 گانه عصب شناسی اعتماد فعال می شود دو حالت پیش می اید یا احساس امنیت می کند یا ناامنی ایا در هر دو صورت عصب شناسی اعتماد وارد قشر پیش پیشانی میشود؟
عنوان ارائه
Trust and the Brain: Neuromarketing Approaches
شماره سوال
31
نویسنده
حسین کاظمی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
شماره سوال
31
نویسنده
حسین کاظمی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
اعتماد،میانبر ذهنی مغز برای تصمیمگیریهای سریع و کمهزینه است.این جمله ی خلاصه است. آیا می توان که با ایجاد حدی از استرس و عدم اعتماد در فرد مشتری یا بطور کلی گیرنده خدمات همان نتیجه ی ایجاد اعتماد را گرفت؟
عنوان ارائه
Trust and the Brain: Neuromarketing Approaches
شماره سوال
32
نویسنده
علی سیفی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
شماره سوال
32
نویسنده
علی سیفی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
آیا میتوانیم از روشی خلاف آنچه مطالعات به ما میگویند استفاده کنیم و از آن انتظار کار کردن (حتی بهتر) داشته باشیم؟
یعنی: به جای اینکه از ترند امروزی حول تبلیغات موفق استفاده کنیم و ایده بگیریم، چیزی کاملا برعکس آن (مثلا به جای تلاش برای مدرنسازی کسب و کار، به آن یک حس و حال قدیمیطور بدهیم که وجه تمایزی بین آن و بقیه بشود – مثلا یک کافه) استفاده کنیم.
عنوان ارائه
Trust and the Brain: Neuromarketing Approaches
شماره سوال
11
نویسنده
علی سیفی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
شماره سوال
11
نویسنده
علی سیفی
تاریخ
۲۲/۰۹/۱۴۰۴
آیا ممکن است (با در نظر گرفتن این واقعیت که سلیقهی عموم مردم در مواجهه با طراحیهایی اعم از دیزاینهای دیجیتالی به سمت یکی شدن در حرکت است) در آیندهای نه چندان دور اقدامهای تبلیغاتی شرکتها تا حد خوبی به هم شبیه شوند و خلاقیت جای خودش را به الگوریتم بدهد؟
-منبع: Investigating the Homogenization of Web Design (Goree et al., 2021)
عنوان ارائه
Trust and the Brain: Neuromarketing Approaches
شماره سوال
3
نویسنده
عرشیا نوروزی
تاریخ
۲۱/۰۹/۱۴۰۴
شماره سوال
3
نویسنده
عرشیا نوروزی
تاریخ
۲۱/۰۹/۱۴۰۴
آزمایشی طراحی میکنیم که تاثیر تجربه طلاق والدین در مراحل مختلف زندگی را با رنگ محیط بر میزان اعتماد در مواجهه با یک وضعیت مشخص را بسنجیم و ببینیم تفاوت این افراد چگونه است.
شرح آزمایش:
شرکتکنندگان افرادی هستند که والدینشان در چهار رده سنی که بودند از یکدیگر طلاق گرفتند:
1. دوران کودکی (١ تا ١٢ سال)
2. دوران نوجوانی (١٣ تا ١٨ سال)
3. دوران جوانی (١٩ تا ٢۵ سال)
4. دوران بزرگسالی (بالای ٢۶ سال)
حال این ۴ دسته را به دو گروه تقسیم میکنیم که گروه اول آزمایش آنها در اتاقی به رنگ قرمز انجام میشود و گروه دوم وارد اتاقی به رنگ آبی آسمانی میشود.
روبه روی آنها برگهاس است با این سوال : شما در یک پلتفرم آنلاین یا شبکههای مجازی با شخصی ناشناس آشنا شدهاید که برخورد مناسب و گرم و صمیمی دارد اما اطلاعات و صحبتهایی که با یکدیگر انجام دادهاید متوجه یکسری تناقضات احتمالی میشوید، حال این شخص از شما درخواست کمک کوچکی میکند و در ازای آن به شما پیشنهاد جذابی برای همکاری میدهد.
شرکتکننده با چهار گزینه برای جواب دهی مواجه میشوند:
1. فورا اعتماد کنید و بدون پرسیدن جزییات پیشنهاد را قبول کنید.
2. از او زمان بخواهید و پس از گرفتن اطلاعات بیشتر دربارهی همکاری، تصمیم نهایی رو بگیرید.
3. بدون دانستن کامل جزییات و فهمیدن تمامی ابعاد ماجرا و ارتباط حضوری پیشنهاد او را قبول کنید.
4. بدون توضیحی پیشنهاد او را رد کنید.
حال ما میخواهیم ببینیم که تفاوت این چهار گروه با حضور در دو شرایط متفاوت چه نتیجه ای را رقم میزند.
عنوان ارائه
Trust and the Brain: Neuromarketing Approaches
شماره سوال
2
نویسنده
عرشیا نوروزی
تاریخ
۲۱/۰۹/۱۴۰۴
شماره سوال
2
نویسنده
عرشیا نوروزی
تاریخ
۲۱/۰۹/۱۴۰۴
با توجه به مقاله Krueger et al. (2007) مبنی بر موضوع neuromarketing، چگونه برندهای in-group (مانند اپل) از کاهش فعالسازی PcC و همگامسازی در septal area (SA) برای ایجاد اعتماد بی قید و شرط در مشتریان بهره میبرند، در حالی که برندهای out-group (مانند رقبای جدید) باید VTA activation را از طریق نشانههای پاداش تحریک کنند، و این استراتژیها چه تأثیری بر وفاداری بلندمدت در مقابل خرید کوتاه مدت دارند؟
عنوان ارائه
Trust and the Brain: Neuromarketing Approaches
شماره سوال
1
نویسنده
امیرحسین کاظمیپور
تاریخ
۲۱/۰۹/۱۴۰۴
شماره سوال
1
نویسنده
امیرحسین کاظمیپور
تاریخ
۲۱/۰۹/۱۴۰۴
چرا نمایش چهرههای واقعی انسان بیشتر از متن یا لوگو باعث فعالسازی سیستم اعتماد میشود؟